تبليغاتX
زير خط فقر
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
 

زاهد بودم؛تــرانه گویم کردی                        سر حلقه ی بزم و باده خویم کردی

سجّـاده نشین با وقـاری بودم                        بازیـــچه ی کـــودکان کـــویم کردی

«مولانا»

.....................................................

سلام. با چن تا ترانه در خدمتتون هستم:

«1»

اون کی بود ابرا رو با خودش اُورد؛آسمونو لعنت دوباره کرد

چش نداش خنده هامونو ببینه؛ نــــــخ باد بادکامونو پاره کرد

 

چشمامونو از طلو می ترسوند؛ همه رو از آرزو می ترسوند

قهرمان قصّه ها رو می کشت؛ بچّه ها رواز لولومی ترسوند

 

کی کتاب دَغَلو دست ما داد؛ زهر نیـــــش عسلو دسـت ما داد

سند برادریمونو سوزوند؛ اوّلین مســلســلو دست مــــــــا داد

 

پشت این همه صدا هیشکی نبود

توی قصــّه غیر ما هیشکی نبود

یکی بود نخواس ما با هم بــاشیم

اون کی بود؟غیرخداهیشکی نبود!

 

اون کیه که از همیشه بـــهتره؟منو تا اون ور رویا میـــــبره

توی چشماش آسمون شناوره؛ روی دستاش لونه ی کبوتره

 

اون کیه میتونه شر به پا کنه؟ دیـــــوای قصّـه رو کلّه پا کنه

خورشیدو سر یه نخ ببنده وُ ، باز دوباره بادبادک هــوا کنــه

 

یه صــــدایی از ته رویــا میاد

این صدا شاید منم،شاید تویی

یکی چیزی گف من از خواب پریدم

اون که اسممو صدا می زد،تویی...

.....................................................

«2»

من کیم که همه ی حوصله ها، توی تنهایی من سر میرن؟

من کیم که گربه های ولگرد،از صــدای پای من در میرن؟

 

من کیم؟! یه پسچی ام که نامه هام ،گم شدن تو راه سر گردونی

زنگ هر خونه یه زنـــگ خطــــره، واســـه در رفتن یه زندونی

 

هیچـــکسی از تو سراغــــی نداره، انگاری آدرســـتــو گم کردم

من دارم پسکـــــوچه های تنگو ،در به در دنبــــال تو مــیگردم:

 

دنبال خورشید،زیر نور ماه

دنبال سوزن ، تو انبار کاه

پشت هزار تا چراغ قرمــز

رو پیشونیته،یه مهر هرگز

 

من دارم دنبال تو میگردم، تو این چار دیواری فولادی

من دارم دنبال تو میگردم ، دنبال حقّ خـــودم :«آزادی»

 

جات زیر خط به خط ِ نوشته ها،- زیر خطّ ِ فقر- نگو خالی نیست

نامه های خالی طعنه می زنند ، غیر دوریِ تو هیچ ملالی نیست

 

کاش یه روز کبوترای نامه بر، برسونن دستای ما رو به هم

واســــه اینه که همیشه ی خدا ، دنبال آدرسِ خونه ی تو اَ م

 

دنبال خورشید،زیر نور ماه

دنبال سوزن ، تو انبار کاه....

.....................................................

«3»

تویِ این چار دیواری، غیر یادگاری نیست

خاطراتت که میان ، گریه اختــیاری نیست

 

گریه که هق هق میشه، اتاقا تاریک میشن

دیوارا از چار طرف ، به آدم نزدیک میشن

 

باز مث شبای قبل ، از خونه دل می کنم

سیگارام ته میکشن...زیر آواز می زنم

 

منم و شهری خاموش، با ته سیگاری روشن

تنها چراغ مونده ، سرخه...سرخِ چشمک زن

تابــلوی قرمز ایـــــــست میگه جــلــو تر نــرو

میگه: مــمــنوعــه ، از این شبِ سیا سر نــرو

 

یاد آخــــــــرین نگاه ، آخرین بوسه وُ آه

با تو تا جشن طلوع، ناخنک زدن به ماه

 

مانتـــویِ آبیِ تو ، شـــــعر آفتــــابیِ من

یاد آخرین نگاه ، قرص بی خوابـــی من...

 

...هیچ صدایی نمیاد ، همه انگار خوابیدن

سایه های بی شروع ،روی دیوار خوایدن

 

منم و شهری خاموش، با ته سیگاری روشن

تنها چراغ مونده ، سرخه...سرخِ چشمک زن

تابــلوی قرمز ایـــــــست میگه جــلــو تر نــرو

میگه: مــمــنوعــه ، از این شبِ سیا سر نــرو

.....................................................

و به قول شاملو :« عطر دورترین غنچه ها می باید عسل شود»

 

تا بعد خدا نگهدار.

 

 

|+| نوشته شده توسط محسن آزادي در دوشنبه 19 تیر1385 و ساعت 1:19 بعد از ظهر | 
Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar